چگونگی انتقال مفاهیم دینی برای کودکان و نوجوانان
نبوت خاصه
در بحث نبوت خاصه می توان به خلاصه ای از زندگی پیامبران اسلام شامل تولد، پدر، مادر، شرایط اجتماعی زمان، نوجوانی و جوانی، بعثت، هجرت، جنگ های مهم، دوستان و دشمنان و رحلت اشاره کرد هم چنین مختصری از بحث دین اسلام و اینکه ما پیرو این دین و پیرو این پیامبر هستیم، «با انگیزه ایجاد تعلق و دلبستگی به آن بزرگوار» نیز می تواند از موضوعات قابل طرح برای کودکان این دوره باشد.بیان خصوصیات فردی ایشان، ارتباط با کودکان، عبادت، اخلاق فردی و اجتماعی نیز از مهم ترین موضوعات قابل طرح برای کودکان است.
آنچه که در این باره باید یاد آور شد این سات که نباید پیامبر گرامی اسلام را موجودی فرا واقعی و روحانی صرف و فرشته گونه، که هیچ گونه سنخیتی با موجودات زمینی و انسان ها ندارد، معرفی کرد؛ به گونه ای که کودکان نتوانند با ایشان ارتباط برقرار کنند. باید پیامبر را انسانی مثل همه انسان ها که زندگی می کرد، می خوابید، غذا می خورد، با صفات خوب و اخلاق الهی معرفی کرد، تا کودکان بتوانند الگوگیری و همانند سازی نمایند.
نمونه 1
ویژگی های زندگی فردی و اجتماعی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)- ژولیدگی را خویش نمی داشت. خویشتن را در آینه می نگریست و موی خود را شانه می زد و مرتب می کرد.
- روزهای جمعه ناخنش را می گرفت.
- پس از غذا، دست هایش را به خوبی می شست.
- هر گاه عطسه می کرد، دست یا گوشه لباسش را مقابل چهره اش می گرفت و عطسه می کرد.
- چون خمیازه می کشید، دستش را برابر دهانش می نهاد.
- مردم، آن حضرت را به بوی خوشی که از وی به مشام می رسید، می شناختند.
- هرگز از غذایی ایراد نگرفت، اگر میل داشت می خورد وگرنه ترک می کرد.
- خنده او بیشتر و همیشه به صورت لبخند بود.
- خوشرو و خوش برخورد بود. بدون این که بخندد، همیشه لبخندی بر لب داشت.
- هنگامی که از کاری غمگین می شد، به خواندن نماز و عبادت پروردگار پناه می برد.
- شوخی می کرد اما جز حق نمی گرفت.
- اگر کسی هدیه ای برای حضرت می آورد و دیگری آنجا حاضر بود، تا آن شخص از آن هدیه نمی خورد، آن حضرت میل نمی فرمود.
- در کار منزل به اهل خانه کمک می کرد.
- خانه را جارو می کرد.
- با فرزندان اصحاب بازی می کرد و آن ها را کنار خود می نشاند.
- هرگاه میوه خوبی برای آن حضرت می آوردند... از آن میوه به کودکانی که نزدش بودند، می داد.
- می فرمود: «بوی فرزند از بوهای بهشت است. فرزندانتان را زیاد ببوسید». (1)
قرآن:
قرآن یکی از موضوعات بحث نبوت خاصه است که به دلیل اهمیت آن به عنوان معجزه پیامبر و کتاب آسمانی ما مسلمانان، لازم است که به کودکان معرفی شود. به این منظور می توان معرفی کلی از قرآن ارایه داد و برخی از مفاهیم را که برای کودکان جذاب است برای آنان بیان کرد مانند داستان های قرآنی، پیامبر در قرآن، معماهای قرآنی، حیوانات در قرآن و...نمونه 1
کتاب زندگی
من ساده و صمیمی هستم. هر کس مرا بخواند می تواند استفاده کند؛ اما برای آن که مرا بهتر بفهمید، شمرده و آرام مرا بخوانید. شاید بدانید که من به سی بخش مساوی تقسیم شده ام که به هر یک از آن ها «جزء» می گویند و هر قسمتم چهار بخش کوچک تر به نام «حزب» دارد؛ اما من دارای شگفتی های دیگری نیز هستم که باید دقت کرد تا آن ها را فهمید.
یک سال چند روز است؟ بله کلمه «یوم» به معنی روز، 365 بار برابر با تعداد روزهای سال در من تکرار شده است. اگر بفهمید که به اندازه ماه های سال یعنی 12 بار کلمه «ماه» در من آمده است، باز هم شگفت زده می شوید.
من داستان های شیرین و پند آموز بسیاری در بر دارم. شما با خواندن آن ها با سرگذشت کسانی که هزاران سال پیش می زیسته اند، آشنا می شوید. من در طول 23 سال بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر اسلام نازل شده ام. جبرئیل اولین بار بخش هایی از مرا در غار «حراء» بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خواند. او غروب بیرون رفت. کلمه هایی که خداوند برایش فرستاده بود، برایش عجیب بود. او به شهر رفت و مخفیانه مرا برای دوستان نزدیکش خواند من چنان شیرین و دلنشین بودم که هر کس مرا می شنید شیفته ام می شد. تا این که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به فرمان خدا دعوت خود را آشکار کرد و سوره هایم را با صدای بلند در اطراف کعبه خواند و بت پرستان را به خدا پرستی دعوت کرد. بیشتر سوره های من در مکه در طول 13 سال نازل شد. سوره های آن شهر را «مکی» می گویند. بعد که مشرکین می خواستند پیامبر را بکشند او به مدینه هجرت کرد و من آنجا 10 سال دیگر بر پیامبر نازل شدم و تکمیل گردیدم. سوره های آن شهر را هم «مدنی» می گویند. امروز من با 6236 آیه در اختیار شما هستم. مسلمانان به من احترام زیادی می گذارند. در هر خانه ای هستم. شما هم هر بار که مرا می خوانید سعی کنید تا مرا بهتر بفهمید؛ چون من کتاب زندگی هستم. من در مشکلات می توانم کمکتان کنم. من «قرآن کریم» هستم. (2)
امامت
موضوع امامت اگر چه در مقایسه با دیگر موضوعات قرآنی به اختصار و به صورت کلی در قرآن آمده است، ولی با توجه به اهمیت آن به عنوان یکی از اصول مذهب، می بایست به صورت کلی در حد آشنایی کودکان با فلسفه امامت و نیاز ما به امام و هم چنین شناخت اجمالی ائمه ارایه شود.برای تبیین نیازمندی ما به امام، دو محور کلی وجود دارد: نخست همان مباحثی که درباره ی نیاز انسان به پیامبران مطرح شد که می توان در این بحث نیز از آن ها استفاده کرد و دیگری موضوع جانشینی است که باید تجربیات کودکان را در این زمینه محور بحث قرار داد، مانند این که اگر معلم کلاس نتواند به عللی در کلاس حضور پیدا کند، آیا می توان کلاس درس را بدون معلم برگزار کرد؟ اگر این طور شود چه پیش می آید؟ چه کسی می تواند جانشین او شود و همان وظایف معلم را بر عهده داشته باشد؟ او باید چه شرایط و ویژگی هایی داشته باشد. (3) سپس از این راه فلسفه امامت و علت نیاز به امام برای کودکان بیان می شود.
برای شناخت ائمه نیز باید تنها به ذکر نام امام و این که امام چندم است بسنده کرد و از ذکر تاریخ و ولادت، شهادت و یا محل ولادت و شهادت خودداری کرد. البته می توان خصوصیات فردی هر امام را به صورت ساده به گونه ای که قابل فهم برای کودک باشد، بیان کرد.
نمونه ی 1
بیان کلیاتی از زندگی ائمه
حضرت علی (علیه السلام) پسر باهوش و زرنگی بود. گفته های پیغمبر را خوب می فهمید و عمل می کرد. هرگز دورغ نمی گفت، با ادب و شیرین زبان بود. به مردم احترام می گذاشت درستکار و پاکیزه بود. در کارها به پیغمبر کمک می کرد. پسر شجاع و نیرومندی بود. با کودکان دوست و مهربان بود. آن ها را اذیّت نمی کرد، اما هیچ کس هم جزئت نداشت او را اذیّت کند.
حضرت علی (علیه السلام) نخستین مردی بود که دعوت پیامبر اسلام را پذیرفت در آن وقت تقریباً ده سال داشت، اما آن قدر باهوش بود که خوب و بد را کاملاً می فهمید و می دانست که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) راست می گوید و از طرف خدا، پیغمبر شده است.
پس از آن، در تمام دوران پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، در غم و شادی در کنار او بود و در جنگ های بسیاری نبرد کرد و بارها جان پیغمبر را از خطر نجات داد. حضرت علی (علیه السلام) نزدیک سی سال بعد از پیغمبر، زندگی کرد. (4)
نمونه 2
بیان خصوصیات اخلاقی ائمه
حضرت امام حسن (علیه السلام) با مردم فقیر، دوست و مهربان بود. روزی در راه، چند نفر فقیر را دید که روی زمین نشسته اند و غذا می خورند. غذای آن ها چند تکّه نان خشک بود. هنگامی که آن ها حضرت امام حسن (علیه السلام) را دیدند گفتند: بفرمایید با ما غذا بخورید. امام حسن (علیه السلام) از اسب پیاده شد و پیش آن ها روی زمین نشست. سپس فرمود: ای برادران! من دعوت شما را قبول کردم، حال خواهش می کنم شما هم مهمان من شوید و به منزل من بیایید. آنان هم دعوت امام را قبول کردند.
امام حسن به منزل رفت و فرمود: من مهمان های عزیزی دارم، بهترین غذاها را برایشان تهیّه کنید. مهمان ها به منزل امام آمدند و حضرت امام حسن (علیه السلام) با احترام، از آن ها پذیرایی کرد و آن ها هم بسیار خوشحال شدند. (6)
معاد
برای بیان موضوع معاد باید دو نکته را برای دانش آموزان مطرح ساخت. ابتدا امکان وقوع معاد و این مسئله که انسان ها پس از مرگ دوباره برانگیخته و زنده می شوند و دنیا در واقع یک دوره ی موقت است و زندگی پس از این دوره دوباره جریان می یابد. برای بیان این نکته و قابل فهم بودن این مسئله می توان از شواهد مختلفی استفاده کرد:- زنده شدن درختان در فصل بهار پس از خواب (یا مرگ) موقت در زمستان (روم/50).
- بیدار شدن حیواناتی که خواب زمستانی طولانی دارند مانند خرس، سنجاب و... .
- بیان خواب انسان ها که به نوعی مرگ است و نشانی از مرگ است.
برای بیان دو شاهد اول می توان از تصاویر زیبای درختان و حیوانات جنگل استفاده کرد. و پس از جا افتادن مسئله، پیام نهایی را به کودکان القا کرد. هم چنین پیرامون شواهد تاریخی از برنامه های داستانی و یا انیمیشن می توان بهره کافی برد.
نمونه
قیامت
بار و دانه ای دارد
باز دانه را دستی
توی خاک می کارد
مرگ بوته هرگز نیست
عمر بوته را پایان
مثل آن، پس از مردن
زنده می شود انسان
زندگی اگر این بود
پست بود و بیهوده
زندگانی ما بود
قصه ای غم آلوده
مثل بوته بعد از مرگ
رشد دیگری داریم
در بهار رستاخیز
عمر بهتری داریم
بوته ی بدی حتماً
میوه بدی دارد
خوش به حال آن کس که
بذر خوب می کارد (7)
موضوع دیگری که پیرامون مسئله معاد باید مطرح شود، لزوم معاد و برانگیخته شدن انسان ها و حسابرسی روز قیامت است. در این باره می توان از این تمثیل ها استفاده کرد:
- با توجه به روایت «دنیا مزرعه ی آخرت است». تصویری از دانه فشاندن و رشد گیاهان برای مخاطبان ارائه می شود و این نکته گوشزد می گردد که دانه ها با توجه به ظرفیتشان و استعدادشان محصول خاص می دهند: گندم از گندم بروید، جو ز جو. بنابراین هر کس که دانه ای بکارد همان را دِرو می کند. هر کس بدی بکارد، بدی و هر کس نیکی بکارد، نیکی درو می کند. و بدن طریق بحث اعمال بد و خوب انسان ها مطرح می گردد.
- توجه به موضوع انعکاس صدا و نمایش تصویری این مسئله علمی و سپس استفاده بجا از این مسئله می تواند موضوع جزا و پاداش را برای کودکان قابل باور نمود. به عنوان مثال اگر کسی به کوه فحش بدهد فحش می شنود و اگر حرف خوب بزند حرف خوب می شنود.
- بیان وضعیت دو انسان به صورت فیلم داستانی و تلاششان در یک زمین زراعی که یکی کار و تلاش می کند و نتیجه اش را در فصل تابستان برداشت می کند و دیگری هیچ محصولی دریافت نمی کند چون تلاش نکرده و دانه ای نیفشانده است.
- بیان موقعیت دانش آموزانی که در کلاس مشغول تحصیل هستند و عده ای که تلاش نموده اند و درس بهتری خوانده اند نمرات خوبی می گیرند و عده ای که تلاش نکرده اند نمره قبولی نمی گیرند.
در این باره برخی از آیات قرآن که قابلیت تصویر شدن را دارند نیز می تواند مورد استفاده و استناد قرار گیرد مانند آیه های:
فأمّا من اوتی کتابه بیمینه فیقولُ هاؤُم اقرؤُا کتابیَه.
لیس للانسان الا ما سعی.
فمن یعمل مثقال ذرّهٍ خیراً یرهُ و من یعمل مثقال ذرّهٍ شرّاً یرهُ.
نمونه 1
من در کمر کش کوهخوشحال می دویدم
ناگاه از دل کوه
صدای پا شنیدم
وقتی که ایستادم
دیگر صدا نیامد
همراه ناله باد
صدای پا نیامد
وقتی که می دویدم
بر سنگ های انبوه
صدای پای خود را
من می شنیدم از کوه
مثل صدا و کوه است
اعمال ما و دنیا
آید به سوی ما باز
هر کار زشت و زیبا (8)
نمونه 2
آخر سال، وقتی که دانش آموزان کارنامه های خود را می گیرند، عدّه ای خوشحال و خندان هستند.آن ها کارنامه خود را به دیگران نشان می دهند و همه به آن ها تبریک و آفرین می گویند. این بچه ها کوشش کرده اند و قبول شده اند.
ولی بعضی از آن ها تا کارنامه ی خود را می گیرند ناراحت می شوند و سرشان را پایین می اندازد و با خود می گویند: ای کاش درس می خواندیم! ای کاش کوشش می کردیم! و ای کاش...
در روز قیامت هم، عده ای خوشحال و خندانند و کارنامه خود را با دست راست می گیرند و به بهشت می روند و در آن باغ های پر میوه و خرّم، با دوستان خوب زندگی می کنند. این بهشت زیبا، پاداش خوبی و نیکوکاری آن هاست.
ولی بعضی از مردم، کارنامه خود را با دست چپ می گیرند، این ها ناراحت و گریانند و سرشان را پایین می اندازند و با خود می گویند: ای کاش در دنیا خوب بودیم! ای کاش به کسی آزار نمی رساندیم. (9)
بهشت و جهنم
برای تشریح بحث بهشت می توان از تشبیه جوایزی که برای افراد شرکت کننده در یک مسابقه در نظر گرفته می شود، یا هدایایی که در آخر سال به دانش آموزان داده می شود استفاده کرد. هم چنین می توان آن را به دستمزد کارگری که مدتی برای کسی کارکرده است تشبیه نمود. و سپس به نعمت های مختلفی برای اهالی بهشت در نظر گرفته شده به توصیف بهشت پرداخت. در باب بحث جهنم صرفاً در حد یادآوری باید بسنده نمود و این نکته را نیز یادآور شد که جهنم برای افراد بد و دشمنان خدا و کسانی است که به مردم ظلم و ستم می کرده اند. و هرگز کودک را به عنوان مخاطب مستقیم از این موضوع قرار نداد.پی نوشت ها:
1. سیدی، حسین، تصویری از بهار، صفحات متعدد.
2. مسلم ناصری، پوپک، شماره 82.
3. آموزش مفاهیم دینی، همگام با روانشناسی رشد، ص 189.
4. تعلیمات دینی، سال سوم دبستان، 1375.
5. همان، سال دوم دبستان، 1375.
6. همان.
7. مصطفی رحماندوست.
8. جعفر ابراهیمی (شاهد).
9. تعلیمات دینی، دوم دبستان، 1375.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 22 توسط الله بخش نجفی
|
الله بخش نجفي مدرس دانشگاه و مدیر دبیرستان در پارس آباد