21-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.

  22-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.

  23-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.

  24-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

  25-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»

  26-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.

  27-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.

  28-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه ی یک جرعه شیر بود.

  29-بیش از همه صله ی رحم به جا می آورد.

  30-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.

  31-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.

  32-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.

  33-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.

  34-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.

  35-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.

  36-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.

  37-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.

  38-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.

  39-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.

  40-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.

  41-از بیماران عیادت می کرد اگرچه  دور افتاده ترین نقطه ی مدینه بود.

  42-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.

  43-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.

  44-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.

  45-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است

  46-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.

  47-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.

  48-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی داد.

  49-اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می امد نمازش را کوتاه می کرد.

  50-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.

   51-عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.

  52-احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.»

  53-هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.

  54-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد  مگر آنکه برای معصیت باشد.

  55-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.

  56-غریبان را خیلی مراعات می نمود.

  57-با نیکی به شروران دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.

  58-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .

  59-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.

  60-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .

  61-مزاح می کرد اما به بهانه ی مزاح و خنداندن حرف لغو و باطل نمی زد.

  62-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.

  63-بردباریش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.

  64-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.

  65-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت

  66-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.

  67-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

  68-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.

  69-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .

  70-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.

  71-بر روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد.

  72-بر روی زمین می خوابید.

  73-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.

  74-با دست خودش شیر می دوشت و پای شتر ش را خودش می بست.

  75-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.

  76-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.

  77-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.

  78-چون جامه ی نو می پوشید جامه ی  قبلی خود را به فقیری می بخشید.

  79-جامه ی فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.

  80-در هنگام کفش و لباس پوشیدن  همیشه از سمت راست آغاز می کرد.

  81-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.

  82-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.

  83-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.

  84-نور چشم او در نماز بود و اسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.

  85-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.

  86-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.

  87-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.

  88-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.

  89-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.

  90-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.

  91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شدو از همه دیرتر دست می کشید.

  92-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.

  93-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

  94-در غذا هرگر آروغ نزد.

  95-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.

  96-بعد از غذا دستها را می شست و بر روی خود می کشید.

  97-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

  98-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.

  99-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.

  100-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.

  منابع: کتاب «منتهی الآمال» مرحوم محدث قمی و کتاب «مکارم الاخلاق» مرحوم طبرسی